پدیدارشناسی گرایش شهرنشینان به سکونتگاه‌های تفریحی در روستاهای مازندران: بازتاب نیاز به طبیعت، آرامش و گریز از فشارهای شهری
کد مقاله : 1018-IRAN-FULL
نویسندگان
مرضیه مظلومی *، نعیمه موثق
گروه معماری، دانشکده فنی مهندسی، دانشگاه آزاد واحد ساری، ایران.
چکیده مقاله
در دهه‌های اخیر، تشدید فرسودگی‌های روانی ناشی از کلان‌زیستی، از تراکم و اغتشاش بصری گرفته تا گسست از طبیعت، منجر به شکل‌گیری الگوی جدیدی از «گریز سکونتی» در میان شهرنشینان شده است. این الگو در مازندران بیش از هر جای دیگر به صورت توسعه سکونتگاه‌های تفریحی–اقامتی در بستر روستاها نمود یافته است؛ فضاهایی که نه صرفاً مقصد گردشگری، بلکه نوعی «پناهگاه زیسته» برای بازسازی بدن، ذهن و تجربه وجودی انسان شهری محسوب می‌شوند. این پژوهش با تکیه بر رویکرد پدیدارشناسانه و مرور انتقادی نظریه‌های روان‌محیطی و انسان–طبیعت، از جمله فرضیه بیوفیلیا، نظریه بازسازی توجه (ART) و رویکردهای تجربه‌محور در معماری سکونت، تلاش می‌کند لایه‌های معنایی این گرایش را آشکار سازد. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که میل به سکونتگاه‌های تفریحی در مازندران را می‌توان به مثابه «حرکت بازگشتی به سرچشمه‌های ادراک فضایی» فهم کرد؛ جایی که طبیعت نه پس‌زمینه‌ای زیباشناختی، بلکه عامل احیای توجه، تنظیم هیجان و بازتعریف نسبت انسان با مکان است. این گرایش، بازتابی از بحران‌های سبک زندگی معاصر- بی‌مکانی، فشارهای روانی، فرسودگی شناختی و نیاز به فضاهای واجد کیفیت‌های آرامش‌بخش و درون‌نگر- و نیز نشانه‌ای از تحول در الگوهای سکونت و تمایل به فضاهای کم‌تراکم، ملموس و معنادار است. این مقاله با ارائه چارچوبی تلفیقی میان پدیدارشناسی سکونت، روان‌محیط و مطالعات سبک زندگی، بستر نظری لازم برای تحلیل عمیق‌تر سکونتگاه‌های تفریحی معاصر را فراهم کرده و مسیر آینده پژوهی در حوزه معماری تجربه‌محور و طراحی فضاهای بازتوانی روانی را پیشنهاد می‌کند.
کلیدواژه ها
پدیدارشناسی سکونت، بیوفیلیا، سکونتگاه‌های تفریحی روستایی، سبک زندگی شهری
وضعیت: پذیرفته شده برای ارائه شفاهی